تبليغاتX
,, انتظار زمین ,,
خوش به حال زمین! نه؟!
 

می شناسمت

می شناسمت و می دانم که به قول خیلی ها:

"عمل به وعده ات رد خور ندارد!"

 

قرارمان این بود:

که

اگر پایم لغزید

اگر سیاهی احاطه ام کرد

اگر قلبم نورت را پس زد ...

رهایم نکنی

 

اکنون نورت را سخت میبینم

الآن "منم و سیاهی و سر تا پا نیازم به نور تو"

 

پس نگاه مهربانت کو؟!

 

این قرارمان نبود!

بود؟!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 1:48  توسط ریحانه  | 

 

آقا نگاهت، جای آهوهاست می دانم

دستان پاکت مثل من تنهاست می دانم

 

آقا دلت در هیچ ظرفی جانمی گیرد

جای دل تو وسعت دریاست می دانم

 

برگشتنت در قلبهای مرده ی مردم

همرنگ طوفانی ترین دریاست می دانم

 

آقا اگرتو برنمیگردی، دلیل آن

در چشم های پر گناه ماست می دانم

 

جای سر انگشتان پر نورت در این ظلمت

مانند رد باد برشنهاست می دانم

 

ای کاش برگردی که بعد از این همه دوری

یکباره حس بودنت زیباست می دانم

 

کی باز میگردی؟برایم بودن با تو

زیباترین آرامش دنیاست می دانم

 

تو باز میگردی اگر امروز نه!فردا

از آتشی که در دلم بر پاست می دانم ...

 

از:سپیده شمس

******************

سلام گلای دوست داشتنی.

خوبین؟

این جمله،  تقدیم به همه ی دختر خانمهای عزیز،  علی الخصوص خودم!

"خداوند لبخند زد و از لبخندش دختر آفریده شد.لبخند خدا!روزت مبارک!"

ولادت خانم حضرت معصومه (س) رو بهتون تبریک میگم.

راستی دختر خوب! چقدر سعی کردی هم مسیر ایشون باشی؟!!

التماس دعا

یا علی

بازم راستی!اسم آهنگ وبلاگ،   "ای جان" با صدای بهنام صفوی هست.

یه سری از مخاطبای عزیزم خواسته بودن مشخصات آهنگ رو ،  که گفتم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 1:44  توسط ریحانه  | 

 

او آخرین حلقه ی اتصال نبوت به امامت بود.

خیلی ها حرفهایی از پدرانشان شنیده بودند که همچنان آن حرفها را در سینه داشتند و حالابعد از آنکه تب مسلمان کشی یزید خوابیده بود، بدون ترس از ماموران مخفی یزید، به دنبال امام خود می گشتند.

امامتی که توسط خیلی ها ادعا میشد و حالا یک مردی پیدا شده بود، که 4هزار شاگرد داشت وخبرش تا آنطرف مرزها رسیده بود.

مرد ، بلند قامت بود و زیبا رو.در دانشگاه ساده اش نشسته بود و سعی اش تمام این بود، که با دورترین مردمان آن سرزمین هم ارتباط برقرار کند.

آن رسالتی که جدش با خون خود انجام می داد ، حالا باید با منطق و استدلال صورت می گرفت.

او از خراسان آمده بود، این بار چندم بود که پیش امام (ع) می آمد.نشست و با جوش و خروش از قیام گفت.از در رکاب ماندن او گفت و اینکه چقدرشیعیانش در ایران بسیارند.

از دلیری خراسانی ها گفت و منتظر امام ماند.

امام (ع)هیچ نگفت ، لبخند زد و به تنوری که دستور داده بود داغش کنند اشاره کرد و گفت برو آن داخل.صورت سهیل سرخ شد،با شرمندگی تقاضای عفوکرد و گفت "مراببخشید اگر گناهی کرده ام"

هارون مکی ، که میتوانست بی آنکه وقتی گرفته باشد ، هرگاه بخواهد نزد امام برسد، در حالی که کفشها را در دست گرفته بود، به احترام ، به امامش سلام کرد.

امام (ع) تنور را به او نشان داد و از او خواست که داخلش شود.هارون وارد تنور شد و در آن را بست.بعد امام (ع) رو به سهیل کرد و از اوضاع خراسان گفت ، چندان که سهیل انتظار داشت او گزارش دهنده باشد.

سهیل تایید کرد و لال و ساکت ماند.صحبت که تمام شد، امام (ع) به اوگفت که به سراغ هارون برود.

هارون همچنان در میان آتش نشسته بود.امام از او خواست که از تنور خارج شود.بعد روبه سهیل کرد *** آیا مانند این مرد یافت میشود؟ ای سهیل ، ماخود می دانیم که در چه زمانی خروج و قیام نماییم وآن زمانی خواهد بود، که حداقل پنج نفرهمدست مطیع و مخلص ما یافت شوند.در ضمن ، بدان که ما خود آگاه به تمام آن مسائل بوده و هستیم***

منبع:

مجله ی همشهری جوان

 

سلام

خوب فکر کن!

این حکایت رو شاید بارها شنیده و خونده باشی ...

چقدر سعی کردی مثل "هارون" ه این حکایت باشی؟!

****************

شهادت امام ششمون رو بهتون تسلیت میگم گلای مهربونم.

ممنونم از بایت حرفای قشنگتون تو پست قبل.مرهم خوبی بود رو زخم تازه ی من.

واگه دیر بهتون سرمیزنم و یکمی بی وفا شدم من رو بخشید.سرم یکمی شلوغه!

التماس دعا

یا علی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 20:46  توسط ریحانه  | 

 

سلام مهربونای من.خوبین؟

ببخشید که دیر به دیر بهتون سرمیزنم.و خیلی خیلی ممنونم از این همه لطف و محبتتون ...

واسه یه عزیز از دست رفته (پسر عمه ی گلم) دعا کنید ...

این بنده ی گناهکار رو هم دعا کنید ...

با یه پست جدید اومدم ،باز هم کلام مولا...

بسم ا...

*************************

ترجمه ی خطبه ی 82-دنیا شناسی

چگونه خانه ی دنیا را توصیف کنم که ابتدای آن سختی و مشقت ، و پایان آن نابودی است؟ در حلال دنیا حساب و در حرام آن عذاب است.کسی که ثروتمند گردد، فریب میخورد و آن کس که نیازمند باشد، اندوهناک است.

و تلاش کننده ی دنیا به آن نرسد و به رهاکننده ی آن روی آورد.

کسی با چشم بصیرت به آن بنگرد ، اورا آگاهی بخشد و آنکس که چشم به دنیا دوزد کوردلش می کند.

 ترجمه ی خطبه ی 81-تعریف زهد و پارسایی

ای مردم ، زهد یعنی کوتاه کردن آرزو و شکر گذاری دربرابر نعمتها و پرهیز در برابرمحرمات.پس اگر نتوانستید همه ی این صفات رافراهم سازید، تلاش کنید که حرام برصبرشما غلبه نکند و در برابر نعمتها شکر یادتان نرود.

چه اینکه خداوند با دلائل روشن و آشکار عذرها را قطع و با کتاب های آسمانی روشنگر، بهانه ها را ازبین برده است.

ترجمه ی بخشی از خطبه ی 109-وصف چگونگی مرگ و مردن

سختی جان کندن و حسرت از دست دادن دنیا به دنیا پرستان هجوم آورد.

بدنها در سختی جان کندن سست شده و رنگ باختند.مرگ آرام آرام همه ی اندامشان را فرا گرفته...

راحتی و خوشی آن برای دیگری و کیفر آن بر دوش اوست.و او در گرو این اموال است ، که دست خود را از پشیمانی میگزدبه خاطر واقعیتهایی که هنکام مرگ مشاهده کرده است...

اما مرگ همچنان بر اعضای بدن او چیره میشود، تا آنکه گوش او مانند زبانش از کار می افتد.پس در میان خانواده اش نه میتواند با زبان سخن بگوید و نه باگوش بشنود...

سپس او را به سوی منزلگاهش در درون زمین می برند و به دست عملش می سپارند و برای همیشه از دیدارش چشم میپوشند.

 ترجمه ی خطبه ی 109-ویژگیهای اهل بیت علیهما سلام

ما از درخت سرسبز رسالتیم و از جایگاه رسالت و محل آمد و شد فرشتگان برخواستیم، ما معدنهای دانش و چشمه سارهای حکمت الهی هستیم.

یاران و دوستان ما در انتظار رحمت پروردگارند و دشمنان و کینه توزان ما ، در انتظار کیفر و لعنت خداوند به سر می برند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 17:51  توسط ریحانه  | 

 

اگر گاهی فراموشت میکنم

اگرگاهی دست شیطان را در دستانم میفشارم

اگرگاهی سیاهی احاطه ام میکند

اگر آنقدر بد میشوم ، که نگاه کردن به خودم ، مرا بی اندازه می آزارد

اگر گاهی آنقدر غافلم ، که دیدن نور تو سخت می شود

باز هم محتاج تو ام

 

نگذار ماندنم ، در میان آن همه سیاهی

طولانی شود

 

منم و سیاهی ها و...

و سرتا پا نیازم به

نور تو!

 

از میان این همه سیاهی

دستانم

دنبال نور تو میگردد

فقط رهایم نکن!

همین!

*****************

اول:سلام

دوم:با تاخیرعیدتون مبارک!

سعادت نداشتم کاملا به روز باشم!چون واقعا وقت نمیکنم که به روز باشم...!

سوم:مرسی از همراهیاتون گلای مهربون

چهارم:تبریک میگم به خودم و به شما و به هر ایرانی با غیرتی که روز جمعه با حضورش تو دهنی خوبی به دشمنای نظام اسلامیمون زد ...تو دهنی به دشمنای دوست نمایی که هنوز تو خواب تشریف دارن!!!و دنبال "جمهوری ایرانی" میگردن!!!خب آرزو که بر خیلی ها عیب نیست!!

پنجم:این دسته گل ناز تقدیم شما ...

 

ششم:این بنده ی سر تا پا گناه رو خیلی دعا کنید ...

 

یا علی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 2:15  توسط ریحانه  |